رشد مغزی و تنظیم هیجانی-شناختی: ساختار مغز نوجوانی

رشد مغزی و تنظیم هیجانی-شناختی

پژوهشگران دانشگاه اسلو نروژ، دانشگاه دیاکین استرالیا، و دانشگاه ایالتی اوریگن امریکا به بررسی ساختارهای مرتبط با رشد مغزی و تنظیم هیجانی-شناختی در نوجوانان پرداختند.

روش پژوهش رشد مغزی و تنظیم هیجانی-شناختی:

دراین پژوهش طولی 112 نفر داوطلب 8 تا 26 ساله در 272 مشاهده شرکت نمودند.

این پژوهش در بازه زمانی 7 ساله صورت گرفته و شرکت کنندگان 3 بار مورد ارزیابی قرار گرفتند.

ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ)، مقیاس خلاصه هوش وکسلر، پرسشنامه نیرومندی و مشکلات (SDQ)، و MRI (1.5 تسلا، 12 کاناله) بودند.

یافته‌های پژوهش رشد مغزی و تنظیم هیجانی-شناختی:

  1. به خلاف تصور رایج، رشد بادامه (آمیگدالا) و هسته لمیده (نوکلئوس آکومبنس) ارتباطی با راهبردهای تنظیم هیجانی در افراد ندارد.
  2. عادت به بازداری از ابراز هیجانات برای مدیریت هیجانی منجر به کاهش ضخامت قشر مغز (کرتکس) پیش پیشانی، پس سری، آهیانه و گیجگاهی هر دو نیمکره مغز در هر دو جنس می شود.
  3. عادت به ارزیابی شناختی برای مدیریت هیجانی منجر بر کاهش ضخامت قشر مغز لوب گیجگاهی و آهیانه راست بیشتری در زنان نسبت به مردان می شود.
  4. میزان گرایش افراد به ارزیابی شناختی ارتباطی با سن، رسش و تجربه فرد ندارد.
  5. درپرسشنامه‌های خودسنجی، زنان خود-کارآمدی کمتری را برای تنظیم هیجانات خود بیان نمودند.
  6. زنان تا حدی بیش از مردان از ارزیابی شناختی برای تنظیم هیجانی خود استفاده می کنند.
  7. مردان تا حدی بیش از زنان از بازداری هیجانی برای تنظیم هیجانی خود استفاده می کنند.
  8. رویه‌های تنظیم هیجانی مبتنی بر ارزیابی شناختی علاوه بر ارتباط با نواحی کنترل شناختی در مغز، با نواحی شناخت اجتماعی و معناشناسی اجتماعی در ارتباطند.
  9. آموزش ارزیابی شناختی تنها در مردان منجر به کاهش تجارب افسردگی می شود.
  10. رویه‌های عادتی برای ابراز هیجانات و مدیریت هیجانی در نوجوانی منجر به تغییرات قابل مشاهده در شکل مغز (مورفولوژی) می‌شوند.

راهبردهای کارکردی پژوهش رشد مغزی و تنظیم هیجانی-شناختی:

  • توانایی تنظیم هیجانی به معنای توان استفاده بیشتر از ارزیابی شناختی نیست، بلکه به معنای توان تغییر راهبردهای مدیریت هیجانی بسته موقعیت است که از آن به عنوان هوش هیجانی نام برده می شود.
  • تنظیم درست هیجانی در نوجوانی می تواند منجر به تنظیم تغذیه و کنترل وزن در نوجوانان شده و جلوی افزایش چاقی در جامعه را بگیرد.
  • آموزش مهارت مدیریت هیجانی منجر به بهبود رشد مغزی در دوره نوجوانی و افزایش توان تنظیم هیجانی نوجوانان خواهد شد.
  • با توجه به تفاوت های ساختاری در مغز و حتی رشد آن در دوجنس، به نظر می رسد آموزش مهارت های مدیریت و تنظیم هیجانی در دو جنس باید متفاوت باشد. در مردان تنها آموزش ارزیابی شناختی منجر به کاهش افسردگی می شود. اما در زنان لازم است آموزش های مربوط به عزت نفس و خود-کارآمدی نیز به ایشان ارائه شود.

 

Cognitive reappraisal and expressive suppression relate differentially to longitudinal structural brain development across adolescence

Abstract

Emotional disorders commonly emerge in adolescence, a period characterized by changes in emotion-related processes. Thus, the ability to regulate emotions is crucial for well-being and adaptive social functioning during this period.

Aims

Concurrently, the brain undergoes large structural and functional changes. We investigated relations between tendencies to use two emotion regulation strategies:

  • cognitive reappraisal and expressive suppression.
  • structural development of the cerebral cortex and subcortical structures (specifically amygdala and nucleus accumbens given these structures are frequently associated with emotion regulation).

Method:

A total of 112 participants (59 females) aged 8–26 were followed for up to 3 times over a 7-year period, providing 272 observations.

Participants completed the Emotion Regulation Questionnaire (ERQ), yielding a measure of tendencies to use cognitive reappraisal and expressive suppression at the final time point.

Results

Linear mixed model analyses were performed to account for the longitudinal nature of the data. Contrary to expectations, volumetric growth of the amygdala and nucleus accumbens was not associated with either emotion regulation strategy.

However, frequent use of expressive suppression was linked to greater regionally-specific apparent cortical thinning in both sexes, while tendency to use cognitive reappraisal was associated with greater regionally-specific apparent thinning in females and less thinning in males.

Although cognitive reappraisal is traditionally associated with cognitive control regions of the brain, our results suggest it is also associated with regions involved in social cognition and semantics.

Conclusion

The continued changes in cortical morphology and their associations with habitual use of different emotion regulation strategies indicate continued plasticity during this period, and represent an opportunity for interventions targeting emotion regulation for adolescents at risk.

 

Keywords

Cortical thickness, Development, Emotion regulation, Longitudinal, MRI, Subcortical volumes.

لینک منبع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر ??(further reading)??

https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0010945221000022

بازدیدها: 74

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *